سید علی روح الامین

مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی فتن

سید علی روح الامین

مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی فتن

سید علی روح الامین

یادداشت های سیدعلی روح الامین
«مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی فتن»
www.fetan.ir

alirooholamin.ir
rooholamin.ir

طبقه بندی موضوعی

زیر زمینی‌ها انقلابی می‌شوند اگر بگذاریم

سید علی روح الامین | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۳۵ ب.ظ

امیرحسین مقصودلو با نام هنری تتلو٬ از خوانندگان زیر زمینی است که از طریق شبکه های اجتماعی محبوبیت بسیار زیادی را در بین جوانان کسب کرده و هم اکنون در شبکه های اجتماعی نزدیک به 2 میلیون نفر دنبال کننده دارد.

تتلو به دلیل نداشتن مجوز درسال 92 توسط پلیس دستگیر میشود و پس از مدتی آزاد میشود. او پس از آزادی با انتشار پیام های مکرر و پیغام های صوتی در صفحات خود٬ ابراز پشیمانی میکند تا جایی که گفت : خاک پای ملت ایران هستم و دست مقام معظم رهبری را می بوسم.

برخی مدعی بودند که تتلو برای دریافت مجوز این حرف ها را میزند٬ برخی هم او را از ورود به سیاست نهی کردند٬ جامعه انقلابی و بچه حزب اللهی ها هم به علت سبک موسیقی اش٬ با سوءظن به تغییر رویکرد تتلو نگاه کردند؛ اما در این بین تتلو گفت که تنها حرف دلش را زده است و به دنبال سیاسی شدن هم نیست.
تتلو برای اثبات حسن نیتش به ملت ایران نیاز به زمان بیشتری داشت٬ او با انتشار تصاویر مقام معظم رهبری و افرادی نظیر سردار قاسم سلیمانی و ابراز علاقه به آنها در صفحات شخصی خود اثبات کرد که تغییر رویکردی حقیقی داشته است.

اخیرا در بهبوهه مذاکرات هسته ای٬ یک موزیک ویدئو با نام انرژی هسته ای و با همکاری ارتش جمهوری اسلامی تهیه کرد و در آن از حق مسلم ملت ایران دفاع کرد تا اثبات کند در میدان عمل هم٬ انقلابی است.

موزیک ویدئو «انرژی هسته ای» در زمان انتشار رتبهٔ اول جستجوی گوگلی در ایران را به خود اختصاص داد و در رسانه های داخل و خارج از کشور بازتاب گسترده یافت.

تتلو بعد از انتشار این موزیک ویدئو ٬ قول داد آهنگی برای شهدای هسته ای بسازد و به مقام معظم رهبری تقدیم کند.


فارق از این که این خواننده به علت نداشتن مجوز رسمی٬ زیر زمینی محسوب میشود٬ باید پذیرفت که حسن نیت خودش را در میدان عمل ثابت کرده است و بهای سنگینی بابت عرض ارادتش به انقلاب و رهبری داده و در آینده بیش از این هم خواهد داد.

پست اخیر تتلو در صفحه شخصی اینستاگرامش در نوع خود قابل توجه است:
«میبینم پشت سرم روزاى بد چه دوره، میدونم روزاى خوب توى راهه اما الان خیلى خسته ام !! خسته تر از همیشه و هیچى نمیتونست آرومم کنه به غیر از این پُست ! آقا ما به خدا حرف هیشکیو گوش نمیدیم به جز خودتون، من یک خدا بیشتر ندارم ، همینطور یک رهبر !! فقط و فقط یک رهبر !!! هر کى هر چى هست واسه خودشه به من چه ؟! من فقط حرف رهبرم رو گوش میدم و بس، ️به همین وقت سپیده ى صبح قسم تا اون روز باهاتونم ، چه بقیه بخوان و چه نخوان !! چه بذارن و چه نه من یه سرباز واقعى هستم و زنده میمونم تا اون روز، بذار هرچى میخوان بگن ولى من پسر ایرانم و پسر شما، بقیه کشورا رهبرشون رو چشمشون میذارن ، مارو ببخش اگه با خودمون لج کردیم و با پدرمون لج کردیم و بچه هاى بدى بودیم ولى الان فهمیدیم پدر یعنى چى ، رهبر یعنى چى و سایه ى بزرگتر یعنى چى، الان فهمیدم و پدر خودم نیست !! اگه بود پاشو ماچ میکردم به خاک خودش قسم، اما صد هزار بار شکر که شما هستى و دستتونو میبوسم، راستش سر این جمله خیلى اذیتم کردن ولى من باز میگم، هى میگم، همه جا میگم، بذار بگن واسه مجوزه !! نمیگیرم تا بفهمن حرفم از دله !! به خدا از سر شب دارم تو تنهاییم فکر میکنم و الان پنج صبحه گفتم بذار بگم که بقیه هم روشون بشه بگن !! عشق ورزیدن به شما و سربازتون بودن خجالت نداره که !!! افتخار داره !!! شما رهبر یک مملکتین ، اونم یه مملکت غنى و قوى !! ببخش اگه نفهمیدیم، ببخش اگه بچگى کردیم و ببخش اگه نفهمیدیم که احترام گذاشتن و خدمت به شما یه عبادته چون شما اگه حالتون خوب باشه ، حال ایران خوبه، جانم فداى رهبر ، جانم فداى ایران، لبیک یا خامنه اى»



امیر تتلو رهبرانقلاب



تتلو با محبوبیت زیادی که دارد مهره خوبی برای دشمنان جمهوری اسلامی جهت تاثیر گذاری بر افکار جوانان بود اما او همه فشار های اطرافش را پذیرفت و تصمیم گرفت با هنرش به ایران اسلامی خدمت کند٬ این درحالیست که بسیاری از هنرمندان از ترس کم شدن ولو اندکی از طرفدارانشان٬ از ابراز علاقه به نظام و رهبری خودداری میکنند.

سوال اینجاست که جامعه حزب اللهی چه دیدی باید نسبت به افرادی همچون تتلو داشته باشد؟
آیا با صرف این که او یک خواننده زیر زمینی است باید با او مخالفت شود؟
آیا اگر نقصی در ظاهر دارد نمیتواند برای انقلاب کار کند؟

بسیاری از حزب اللهی ها به تتلو همان نگاهی را دارند که به زنان به اصطلاح بدحجاب جامعه دارند٬ یعنی به صرف اینکه می بینند تتلو در سبک موسیقی و یا پوشش و مسائل ظاهری با آن ها فرق دارد٬ از همدلی و همراهی با او خودداری میکنند.

اما نظر رهبر انقلاب در این باره چیست؟
دید ایشان نسبت به افرادی که نقصی در ظاهر دارند چیست؟

رهبر معظم انقلاب درسال 91 بار دیگر بر برخورد مهربانانه با زنان بدحجاب تأکید کردند و اشاره کردند که بسیاری از این زنان متعلق به جبهه‌ی انقلاب اسلامی اند:
«خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهاى فرهنگى – هنرى بروید و پذیراى جوانها باشید. با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همین‌هائى که در استقبالِ امروز بودند و شما – هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقیه‌ى آقایان – الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم‌هائى بودند که در عرف معمولى به آنها می‌گویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمان‌هاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌هاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که می‌نمائى هستى؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم می‌کند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.»

لذا بر جبهه انقلاب واجب است با دست باز از افرادی همچون تتلو که حسن نیت خود را در حرف و عمل نشان داده اند٬ استقبال کنند و در عین تقویت نقاط قوت آنان ٬ نقاط ضعفشان را هم تذکر دهند. باید اجازه داد این افراد با هنر و فن خود مبانی فکری انقلاب اسلامی را به جوانان انتقال دهند.


منتشر شده در :





  • سید علی روح الامین

استوانه انحراف!

سید علی روح الامین | شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۱۶ ب.ظ

تاسف آور است٬ اما قابل انکار نیست که یکی از استوانه های انقلاب و یار نزدیک حضرت امام یعنی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امروز با رفسنجانی دهه‌ های اول انقلاب تفاوت فراوانی دارد. هاشمی اول انقلاب٬ یکی از استوانه های نظام بود اما اکنون از سکوی بلند استوانه نظام به یک گروه سیاسی تنزل یافته است.


خطر انحراف خواص

انحراف از مواضع انقلابی٬ یک امر حیرت آور نیست! اگر تاریخ را مطالعه کنیم و ظهور اسلام را به عنوان یک انقلاب٬ و صحابی صدر اسلام را «انقلابی» محسوب کنیم٬ نمونه های فراوانی از «انقلابیون برگشته از مواضع خود» پیدا خواهیم کرد که بعد از گذشت چندسال 180 درجه با مواضع اولیه خود تفاوت پیدا کردند. چه خون دل هایی خورد علی علیه السلام از دست «انقلابیون برگشته از مواضع خود» و چه انقلاب هایی همجون قیام مختار به دلیل انحراف خواص از مواضع اصیل٬ به افول رسید.

و این داستان مختص به یک برهه تاریخی نیست٬ بلکه هرگاه ضربه ای به نظام اسلامی وارد شده٬ ریشه اش پشت کردن خواص به آرمان ها و شعار های اصیل بوده و هست.

خواص٬ به علت جایگاه خاص اجتماعی خود٬ همواره بخشی از جامعه را به دنبال خود همراه میکنند مخصوصا اگر مردم آن ها را از انحراف معصوم بدانند. به همین دلیل می توان آنان را استوانه های یک نظام و انقلاب نامید. در نتیجه با سقوط استوانه های یک انقلاب جامعه فرو خواهد ریخت و دیگر باید فاتحه آن انقلاب را خواند!

یک استوانه منحرف٬ بیشترین خدمت را به دشمن و بدخواهان آن نظام خواهد کرد. اینجاست که عقل و شرع بر خواص و انقلابیون اصیل واجب میداند انحراف «انقلابیون برگشته از مواضع خود» را به مردم معرفی کنند تا ریزش جامعه را به حداقل برسانند.


روشنگری٬ درس امام خمینی به ما در قبال منحرفان

بر همین اصل٬ حضرت امام خمینی به عنوان یکی از استوانه های جهان تشیع٬ بر خود لازم میداند که این انحراف را به مردم معرفی کند٬ حال فرقی نمیکند که منحرفان در چه لباسی و در چه زمانی باشند زیرا اصل برای ایشان این است که جامعه با پیروی کورکورانه از منحرفان به گمراهی و ضلالت کشیده نشود.

ایشان با آنکه شأن بالایی برای روحانیون و برای لباس روحانیت قائل بودند، ولی در عین حال حاضر نبودند ببینند که عده ای با به تن کردن این لباس شریف، و با استفاده از جایگاه خود بخشی از جامعه را منحرف کنند و آب به آسیاب دشمن می ریزند. برخورد امام با چنین روحانی نمایانی بسیار قاطع بود. برای مثال وقتی در اواخر دوره پهلوی، عده ای از افراد به ظاهر روحانی با اعمال و سخنانشان به اهداف استکبار کمک کرده و در نتیجه مورد حمایت رسانه های دشمن قرار میگرفتند، امام در درس ولایت فقیه خود در نجف، مطلب را این گونه تبیین نموده و به جوانان غیور چنین دستور دادند:

«از این اشخاص بر دین بترسید؛ اینها دین شما را از بین مى‏برند. اینها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط مى‏کنند؛ اسلام را ساقط مى‏کنند. باید جوان هاى ما عمامه اینها را بردارند. عمامه این آخوندهایى که به نام فقهاى اسلام، به اسم علماى اسلام، این طور مفسده در جامعه مسلمین ایجاد مى‏کنند باید برداشته شود. من نمى‏دانم جوان هاى ما در ایران مرده ‏اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم این طور نبود؟ چرا عمامه‏ هاى اینها را بر نمى‏دارند؟ من نمى‏گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن‏ عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوان هاى غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها٬ معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلى کتک بزنند؛ لیکن عمامه‏ هایشان را بردارند؛ نگذارند معمم ظاهر شوند. این لباس شریف است، نباید بر تن هر کسى باشد.»1

روشنگری در برابر منحرفان٬ درسی است که سیره امام (ره) به ما می دهد.


شناخت اصول انقلاب٬ لازمه شناخت انحراف

اگر بخواهیم منحرفان را معرفی و جامعه را بیدار کنیم باید در ابتدا بدانیم که «اصول انقلاب ما چیست؟» زیرا شناخت اصول انقلاب٬ شناخت منحرفان را به همراه دارد و بدون این شناخت ما نمی توانیم انحراف را تشخیص دهیم.

مقام معظم رهبری دراین باره می فرمایند :
«ملّت ایران این مکتب را، این راه را، این نقشه را پذیرفت و در آن مشغول حرکت شد؛ ادامه‌ی این راه بستگی دارد به اینکه این نقشه‌ی راه، درست شناخته بشود؛ بدون اینکه امام را درست بشناسیم - به‌معنای شناخت اصول امام - این نقشه‌ی راه، شناخته نخواهد شد»2

و در جایی دیگر می فرمایند :
«اگر ملّت ایران بخواهد به آن هدفها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.»3


تحریف شخصیت امام٬ چاره منحرفان

بدون شک اصول انقلاب اسلامی ایران همان اصول و شخصیت حضرت امام خمینی ره است و اگر کسی بخواهد از اصول انقلاب منحرف شود به ناچار از اصول امام ره منحرف می شود٬ اما آیا کسانی که همه نام و آوازه خود را مدیون اویند می توانند مستقیم بر اصول او خروج کنند؟ در این صورت به زباله دان تاریخ سقوط خواهند کرد!
پس چاره چیست؟ باید او را آنگونه که خود هستند ترسیم کنند. باید شخصیت امام را منحرف کنند تا مردم از انحرافشان بویی نبرند و همچنان آنان را پیرو خط امام بدانند.


تحریف شخصیت استکبارستیز امام

یکی از اصول امام ٬ مخالفت صریح با قلدران جهان بالاخص آمریکاست.
رهبر معظم انقلاب در این باره می فرمایند: «امام صریحاً در جبهه‌ی مخالف قلدران بین‌المللی و مستکبران قرار داشت، هیچ ملاحظه‌ای نمیکرد. این است که امام در مقابله‌ی میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه‌ی مظلومان بود؛ صریح و بدون ملاحظه و بی‌تقیّه این را بیان میکرد. طرف‌دار جدّیِّ مظلومان جهان بود. امام با مستکبرین سرِ آشتی نداشت.»4

ایشان درادامه به واژه شیطان بزرگ اشاره میکنند و می فرمایند:
«واژه‌ی شیطان بزرگ برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی این تعبیر شیطان بزرگ خیلی زیاد است. وقتی شما یک کسی را، یک دستگاهی را شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار شما در مقابل او چگونه باشد، باید احساسات شما نسبت به او چگونه باشد؛ امام تا روز آخر، نسبت به آمریکا همین احساس را داشت؛ عنوان شیطان بزرگ را، هم به کار میبرد، هم از بن دندان اعتقاد به این معنا داشت. در مقابل از اوّل انقلاب کسانی بودند که توجّه نمیکردند که آمریکا عقبه‌ی تغذیه‌کننده‌ی رژیم طاغوتی است که به‌وسیله‌ی ملّت ایران برافتاد. امام این عقبه را از روز اوّل دید، با آن مقابله کرد؛ لذا تا آخر، امام علیه آمریکا و دستگاه سیاسی و امنیّتی آمریکا موضع داشت.»5

اما آنچه از آقای هاشمی به عنوان یکی از نزدیکان امام در رسانه ها منتشر میشود٬ با سیره آمریکاستیز حضرت امام٬ 180 درجه فاصله دارد.

دربین منتقدان هاشمی دو نظریه وجود دارد:

الف) هاشمی تغییر کرده است

برخی قائلند که آقای هاشمی از مواضع خود در اوایل انقلاب عدول کرده و اکنون فاصله زیاده با آرمان های حضرت امام و شعارهای اصیل انقلاب دارد.این گروه با استناد به صحبت های هاشمی٬ معتقدند مواضع اولیه او برگرفته از مواضع امام راحل بوده است.

هاشمی در ۱۱ بهمن ۱۳۵۹ طی سخنانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه‌ی همدان می گوید:
«انقلاب همیشه در مسیرش به نواقصی برخورد می کند. در این موقع انسان دو راه دارد یا سازش کند به طور مثال با آمریکا بسازد یا با ارتجاع منطقه بسازد و با شهوتران ها بسازد برای اینکه مخالف نداشته باشد این می شود یک آسایشی که زحمت در آن نیست اما این انقلاب اسلامی نیست و باید در مقابل کاستی ها مقاومت کرد و تن به سازش نداد.»6

همچنین هاشمی رفسنجانی طی سخنانی در مراسم ۱۳ آبان سال 1365 نیز می گوید:
«بعد از اشغال جاسوسخانه آمریکا دو نظر کاملا رو در رو در محیط خودمان و در دنیا می دیدیم که یکی نظر مخالفین، لیبرالها و غرب زده ها بود که به اعتقاد آنان این حرکت مضر و در جهت تضعیف کشور و مایه عقب ماندگی در امور مادی است …البته اینها کسانی هستند که اصولا بنیه فکریشان با غرب آن چنان گره خورده است ، که نمی توانند حرکت مستقل و آزادی را در دنیا تصور کنند…در مقابل این گروه یک طرز تفکر دیگری بود که مایه اصلی آن از امام است که حضرت امام همان روزها فرمودند که این انقلاب دوم است و انقلابی است که از انقلاب اول بالاتر است و در همین رابطه مطالبی گفتند که ” آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ” و یا ” ما رابطه با آمریکا را می خواهیم چه کنیم ” … موضع جمهوری اسلامی و حزب الله و موضع کسانی که امروز در جبهه و پشت جبهه جان و مال می دهند و حاضرند مشکلات را تحمل کنند ، از اول همین بود و حالا هم همین است.»

ولی آن چه هاشمی امروز می گوید در تناقض کامل با اظهارات خود در اوایل انقلاب است.
برای مثال وی در گفتگوی خود با فصلنامه مطالعات بین المللی در فروردین ماه سال ۹۱ درباره ارتباط و سازش با آمریکا این گونه میگوید:
«بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.»7

هاشمی٬ در مصاحبه با گاردین درباره رابطه با آمریکا و بازگشایی مجدد لانه جاسوسی میگوید:
«تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شده است و بازگشایی سفارت آمریکا در تهران، غیرممکن نیست»8

کار آقای هاشمی به همین جا ختم نمی شود٬ او نه تنها خلاف مواضع قبلی خود سخن می گوید بلکه قصد دارد امام را هم تحریف کند تا با این کار انحراف خود را در پشت شخصیت حضرت امام پنهان کند.

هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب «صراحت‌نامه» درباره حذف “شعار مرگ بر آمریکا” و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های بعمل آمده در این خصوص تاکید می‌کند:
«موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آنچنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آن‏ها را مفید نمی‌دانم.»9

صحبت های جنجالی هاشمی که این بار با خاطره گویی از امام صادر شد با تیتر «امام موافق حذف مرگ بر آمریکا بود» توسط روزنامه های زنجیره ای اصلاحات و رسانه های بیگانه منتشر شد. باتوجه به واکنش رسانه های استکبار٬ برخی منتقدان هاشمی قائلند این خاطره گویی ها مصداق اتم «آب به آسیاب دشمن ریختن» است.

باید دانست که یک بررسی تاریخی نیازمند استناد به مدارک مستدل و قابل وثوق است و با صرف یک خاطره از یک شخص که خود ذی‌نفع نیز هست‌٬ نمی‌توان یک ادعای تاریخی را ثابت نمود. از سویی امام خمینی (ره) نیز با درک همین مسئله‌ی خطیر، راه اثبات ادعاها را مشخص نموده و فرموده‌اند:
«اکنون که من حاضرم، بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

همچنین رهبر انقلاب در سالروز رحلت امام در بیاناتی فرمودند:
«هرکسی هر حرفی را که خودش می‌پسندد به امام نسبت ندهد. آنچه را به امام نسبت میدهیم، باید در منابع مربوط به امام موجود باشد، آن هم به شکل مکرّر، به شکل مستمر»

این تحریف آشکار خط نورانی امام خمینی (ره) در حالی انجام شده است که امام خمینی در سال ۱۳۶۷ و کمتر از یک سال قبل از وفات، در پیامی تاریخی به مناسبت پذیرش قطعنامه، تأکید می‌کنند:
«دست‌نشاندگان آمریکا آتش زدن پرچم آمریکا را به حساب آتش زدن حرم و شعار مرگ بر شوروی و آمریکا و اسرائیل را به حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‌اند. ان‌شاءالله ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر بزرگی که بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه‌ی عالم منعکس سازد و آوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با آمریکا و شوروی و کفر و شرک نواخته شود و از خدا می‌خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه‌ی مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم.»10

امام (ره) همچنین با نهیب زدن به آخوند مزدوری که «مرگ بر آمریکا» را خلاف اسلام می‌داند، میگویند:
«فریاد برائت از مشرکان در مراسم حج و این یک فریاد سیاسی‌عبادی است که رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور، که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند، گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟»11

امام در جایی دیگر می فرمایند:
«ما شعار مرگ بر امریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمان در تسخیر لانه‌ی فساد و جاسوسى آمریکا تماشا کرده‏ایم، ما همه‌ی شعارهایمان را با عمل محک زده‏ایم... الآن هم سخت معتقدم که آنان [لیبرال‌ها] به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى آمریکاى جهان‌خوار قناعت نمى‏کنند.»12


ب) این هاشمی٬ همان هاشمی اول انقلاب است

برخی معتقدند مواضع هاشمی تغییر نکرده ولی در ابتدا به دلایلی از اظهار آن ها خودداری می کرده و اکنون فرصتی برای رونمایی از آنان به دست آورده است.
جالب این جاست خود هاشمی هم با این طیف هم عقیده است٬ وی در پاسخ به انتقاداتی که به تغییر مواضعش شد٬ گفت:
«من عوض نشدم٬ منتقدانم عوض شده‌اند!»13

آیت الله سیدمحمد خامنه ای نیز معتقد است هاشمی از همان ابتدا در آروزی ارتباط با آمریکا بوده است. وی در بخشی از مصاحبه اخیر خود با مجله رمز عبور ضمن افشای ارتباط پنهانی هاشمی با ماجرای مک فارلین٬ می فرماید:
«باند هاشمی از مدت‌ها پیش با آمریکا ارتباط داشتند مثلاً کنگرلو مشاور سیاسی میرحسین یکی از آنها بود. اقوام نزدیک هاشمی هم به اروپا در رفت و آمد بودند. اصل ارتباط هاشمی و اطرافیانش با آمریکا از چند طریق بود، اولاً ساواکی فراری محکوم به اعدامی قربانی‌فر که نقش دلال اسلحه را بازی می‌کرد و طرف سازمانی او همان مشاور موسوی بود، دوم برادرزاده هاشمی که به بهانه تهیه اسلحه با قربانی‌فر آشنایی پیدا کرده بود و مورد توجه آمریکایی‌ها و امید آنها به وساطت مستقیم قرار گرفته بود.»14


کلام آخر

بر اساس هر دو نظریه باید پذیرفت که هاشمی امروز با آرمان های انقلاب فرسنگ ها فاصله دارد. این درد بزرگی است که مبارز روزهای اول انقلاب و یار و همراه آن روزهای حضرت روح الله، امروز این چنین در حال ریزش است٬ لکن چیزی که مهم است وظیفه ما در برابر این انحرافات است.
امام آن روز با گفتن «عمامه از سر اینان بردارید» به ما درس داد که نگذارید کسانی که آب به آسیاب دشمن می ریزند در لباس پیامبر و زیر عمامه رسول الله ٬ تیشه به ریشه انقلاب بزنند.

گویی پیر جماران میدید چنین روزهایی را که در انتهای وصیت نامه خود چنین نوشت:

«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده ام که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند و نباید از آن مسایل سوءاستفاده شود و میزان در هر کس حال فعلی اوست.»


والسلام

سیدعلی روح الامین



---------------------

پاورقی:
1- ولایت فقیه یا حکومت اسلامی، متن پیاده شده دروس ولایت فقیه امام خمینی در نجف اشرف، صفحه 146
2- سالروز رحلت امام خمینی در سال 1394
3- همان
4- همان
5- همان
6- http://goo.gl/BSQ7GI
7- http://goo.gl/hc8qmd
8-http://goo.gl/Auj1W8
9- http://goo.gl/Pn0hMx
10- http://goo.gl/csQ3Mm
11-http://goo.gl/fXz11D
12-صحیفه امام ج 21، ص 285
13- http://goo.gl/6yoRM7
14- http://goo.gl/adxWjt



منتشر شده در :



  • سید علی روح الامین

کار جاسوسان MI6 را راحت کردیم!

سید علی روح الامین | يكشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۴۱ ب.ظ

انگلیس، بعد از رژیم صهیونیستی، منفورترین نظام در بین مردم ایران است. اوج خیانت های این روباه پیر را میتوان در فتنه 88 یافت. ملاقات با افراد تاثیر گذار و رهبران فتنه٬ تسهیل رفت و آمد و تردد افراد موثر در فتنه از خارج کشور به تهران٬ حمایت و پناه دادن به فعالین فتنه و پوشش کامل رسانه ای اخبار اعتراضات و ایجاد جو کاذب سیاسی توسط BBC جهت تشویش اذهان عمومی و سوق دادن تظاهرات انتخاباتی به آشوب های خیابانی؛ تنها گوشه ای از خیانت های لانه روباه پیر به نظام و ملت ایران در آن دوران است.


رهبر معظم انقلاب در خطبه های تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ و روزهای آغازین فتنه ۸۸ هم در سخنانی عنوان کردند: «دیپلماتهاى برجسته‌ى چند کشور غربى که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ى واقعى خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اکبر». دشمنى‌هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‌تر دولت انگلیس.»


در همین راستا و پس از خیانت های سفارت انگلیس به ملت ایران که در سال 88 به اوج خود رسید٬ در تاریخ 8 آذر 1390، تعدادی از دانشجویان ایرانی وارد سفارت انگلیس در تهران شدند و پرچم این کشور را پایین آوردند و نشان سلطنتی دولت انگلیس را از سفارت این کشور خارج کردند. این اتفاق موجب تعطیلی سفارت انگلیس در تهران و سفارت ایران در لندن شد.


با روی کار آمدن دولت یازدهم، تلاش‌ها برای بازگشایی سفارت انگلیس در تهران شدت گرفت و برخی بر این باور بودند که انگلیس میتواند توبه کند و از ابراز دشمنی دست بردارد و با این کار دوباره سفارت خانه های هر دو کشور فعال شوند.

اما طبق نظر مقام معظم رهبری دولت انگلیس توبه کار نیست و هیچ گاه از ابراز دشمنی خود دست نمیکشد٬ ایشان در سخنانی صریح می فرمایند : « انگلیسیها نمى‏توانند از ابراز دشمنى خوددارى کنند و هر چندگاه یک بار، نیشى مى‏زنند. دولت انگلیس این گونه است.»


به نظر می رسد تلاش برای بازگشایی مجدد سفارت هیچ ارتباطی به اصلاح روابط سیاسی با ایران ندارد بلکه انگیزه اصلی انگلیسی ها برای این امر ٬ بحث توسعه نفوذ فرهنگی و اطلاعاتی آن هاست.

بسته‌بودن سفارت انگلیس در تهران دست‌کم یک مشکل بزرگ را برای این کشور ایجاد کرده بود: کار جاسوسان ام‌آی6 را سخت کرده بود.


سرانجام برخلاف اعتراض مردم ایران به بازگشایی مجدد سفارت انگلیس٬ این اتفاق در روز اول شهریور 1394 رخ داد و روباه پیر بار دیگر لانه جاسوسی اش را در تهران فعال کرد.

اگر از دید طنز به این ماجرا بنگریم قصه امروز ما شباهت زیادی به داستان «بزبزقندی» دارد٬ روباه امروز ما همچون گرگ قصه کودکی٬ هر کاری میکند که با نیرنگ و تزویر وارد لانه شود.


منتشر شده در :

فتن

صاحب نیوز

میدان 72

  • سید علی روح الامین

پناه می بریم به خدا از انتقاد پذیری دولت!

سید علی روح الامین | جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۰ ب.ظ

شعارهایی که رنگ و بوی آزادی بیان دارند همچون «زنده باد مخالف من» و یا «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان» همواره برای طیف خاصی از سیاسیون بالاخص اصلاح طلبان٬ اهرمی برای کسب آرای بیشتر در انتخابات بوده و هست. اما دولت یازدهم به روشنی نشان داد که سر دادن شعار آزادی بیان تنها یک ابزار تبلیغاتی است و در حقیقت این منتقدان هستند که از ترس بسته شدن دهانشان باید به خدا پناه ببرند نه دولت! زیرا اقدامات دولت راستگویان در دوسال اخیر نشان داد که در مقابل منتقدان ابتدا به ابزار فیلتر و توقیف پناهنده میشود و سپس با تخریب و بعضا فحاشی فضا را برای طرح هرگونه انتقادی تنگ تر میکند.


دولت یازدهم هر جا که توان بستن دهان منتقدانش را داشت از این کار دریغ نکرد برای نمونه میتوان به سه بار توقیف هفته نامه 9دی به جرم انتقاد از توافق هسته ای اشاره کرد. اما منتقدان توافق هسته ای تنها به یک نشریه و چند سایت محدود نمی شود٬ و این جاست که دولت یازدهم با قشر عظیمی از منتقدانی روبه رو میشود که توان بستن دهانشان را ندارد زیرا بخشی از آن٬ مردم و ملت پایبند به شعار مرگ بر آمریکا هستند و بخشی از آن اساتید دانشگاه و بزرگان و صاحب نظران؛ تنها پناهگاه دولت یازدهم برای مقابله با این قشر منتقد٬ آلوده کردن فضای انتقاد بوسیله تهمت و فحاشی است چنانکه جمله معروف حسن روحانی که خطاب به منتقدان گفت «بروید به جهنم» تا مدت ها فضای انتقاد مصلحانه را به تنش تبدیل کرد.

اما سوال اساسی این است: «علت ترس روحانی از انتقاد چیست؟»

چرا روحانی سعی دارد که به همه انتقادهایی که از سوی منتقدان مطرح می شود پاسخ دندان شکن بدهد؟

اگر واقعا دولت راستگویان به تمام وعده های انتخاباتی خود عمل کرده و طبق ادعای رسانه هایشان اکثریت مردم موافق سیاست دولت هستند و اگر واقعا طبق گفته جهانگیری منتقدان فقط 4 درصد از مردم هستند و 96درصد جامعه از اقدامات سه ساله دولت راضی هستند٬ این انتقادها تاثیر زیادی در ذهنیت مردم نسبت به آقای روحانی و دولتشان نخواهد داشت در نتیجه لزومی ندارد رئیس دولت یازدهم زحمت پاسخ دادن به همه آن ها را به خود بدهد؛ چنان چه رهبر انقلاب در دیدار با هیئت دولت فرمودند : «لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آن که هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود این گونه نیست که در ذهن افراد جامعه تاثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد»

به نظر می رسد علت ترس شدید دولت از انتقاد را میتوان نارضایتی مردم از «لیست بلند وعده های عمل نشده» و «معطل کردن همه امکانات کشور تا دوران پساتحریم» دانست.

منتشر شده در :




  • سید علی روح الامین

برجام٬ به نام ملت به کام اصلاح طلبان

سید علی روح الامین | جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۱۰ ب.ظ
دولتمردان همواره از توافق هسته‌ای به عنوان کلید گشایش تمام مشکلات کشور - از حل مشکل بیکاری و دردسرهای تحریم و رونق تولید و ورود سرمایه... تا وعده آب و هوای بهتر و حل مشکل آب شرب مردم- یاد می‌کنند اما واقعیت برجام و فرمول برد – برد چیز دیگریست!

اوایل مهرماه سال 93 هاله اسفندیاری - ضدانقلاب خارج‌نشین و مسئول بخش خاورمیانه اندیشکده آمریکایی وودرو ویلسون - در نشست شورای روابط خارجی آمریکا از محمدجواد ظریف درباره عواقب شکست مذاکرات هسته‌ای سوال کرد. ظریف در پاسخ گفت: «اگر این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند مردم ایران در ۱۶ ماه آینده وقت خواهند داشت به عملکرد ما با آرای خود پاسخ دهند.» او همچنین به شکست مذاکرات در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد و گفت شکست آن مذاکرات باعث شد مردم جواب ما را با انتخاب رئیس‌جمهوری متفاوت(احمدی نژاد) بدهند که مرا هم زود بازنشسته کرد!

پاسخ ظریف٬ نشانه ای آشکار از نگاه حزبی دولتمردان به این پرونده ملیست که به همین جا ختم نشد٬احمد خرم یکی دیگر از اصلاح‌طلبان قطعه دیگری از این پازل را آشکار کرد : «دولت میتواند به واسطه موفقیت در مذاکرات هسته‌ای دست بالا را در معادلات سیاسی ایران داشته باشد. اولین معادله سیاسی‌‌ همان انتخابات است»

پس از توافق وین٬ کم کم پشت پرده برجام توسط مقامات غربی رو شد٬ فیلیپ هاموند وزیر خارجه انگلیس در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» چاپ لندن درباره این موضوع گفت: « ما باید امیدوار باشیم که اصلاح‌طلبانی که می‌خواهند ایران نقشی مثبت‌تر [در دنیا] ایفا کند، بحث را به نفع خود تمام کنند»

در این میان اظهارات جان کری در شورای روابط خارجی آمریکا بسیار قابل تامل است. او درباره هدف اصلی آمریکا از توافق هسته‌ای، یعنی تغییر در ایران توضیح داد و حتی با اشاره به انتخابات پیش‌روی مجلس گفت: «اگر به توافق پشت کنیم، ظریف و روحانی به دردسر می‌افتند و معلوم نیست در انتخابات ایران چه اتفاقی می‌افتد.»

اندیشکده آمریکایی نزدیک به دولت اوباما نیز بیش از پیش ابعاد این پازل را تکمیل کرد. «مرکز امنیت آمریکای جدید» که روابط بسیار نزدیکی با دولت اوباما دارد و از آن به عنوان تیم فرعی دولت اوباما یاد می‌شود در گزارشی اعلام کرد: «با سرمایه‌گذاری روی توافق هسته‌ای باید به دنبال ایجاد اصلاحات سیاسی و تداوم حمایت آمریکا از فعالان حامی ایجاد اصلاحات در ایران بود.»

اما واضح‌ترین گزاره مشهود درباره پشت پرده برجام را می توان در مصاحبه اخیر معصومه ابتکار٬ معاون رئیس جمهور با شبکه ضدانقلاب bbc یافت. ابتکار درباره تاثیر توافق بر تحولات سیاسی درون ایران گفت: «توافق اتمی، «اهرمی» در اختیار اصلاح‌طلبان در ایران در مقابل سایر گروه‌های سیاسی کشور قرار می‌دهد.»
حال بهتر می‌توان فرمول ادعایی برد-برد در مذاکرات را تفسیر کرد. دستاوردهای هسته‌ای و منافع ملی را آمریکا می‌برد و برد در رقابت‌های آتی انتخابات را اصلاح‌طلبان.

منتشر شده در :

  • سید علی روح الامین

چکیده ای از متن پژوهی کتاب «سقیفه»

سید علی روح الامین | پنجشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۵۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیر بخشی از "متن پژوهی" سال سوم حوزه (1391) بنده است که شامل بخش های مختلفی است از جمله خلاصه کتاب "سقیفه" تالیف علامه عسکری رحمة الله علیه ، که سعی کردم این خلاصه را در اختیار عزیزان قرار بدهم.

16 صفحه نرم افزار word  (با رعایت استانداردهای تحقیقاتی)


خلاصه کتاب "سقیفه" در ادامه ...

  • سید علی روح الامین